فاز منفي
الان که نگاه میکنم میبینم خیلی وقته تو بلاگ چیزی ننوشتم نه به خاطر اینکه چیزی نبوده که ننویسم ، به خاطر این بوده که وقت نبوده وگرنه اتفاقا زیاد بوده دیدی بعضی وقتا انقدر اتفاقا زیاده که نمیدونی از کجا شروع کنی ولی شایدم بهتر باشه اصلا شروع نکنی چقدر زیادن کسایی که بهت قول میدن و اجزا نمیکنن ف متنفرم از این افراد یا کسایی که میگن رفیقن ولی اصلا بویی از رفاقت نبردن خیلی از اخلاقهامو عوض کردم ، خیلی تغییر کردم ولی از اینا بدتر اینه که دلی که تازه ترمیم شده بود بشکنه دوباره ، البته دیگه عادت کرده دلم. البته میدونم اینا رو عمرا بخونی ولی بهترین اتفاق زندگیم تا الان بودی. د.ح 584 : از اول توی دفتر خاطراتم اومدنت رو نوشتم ، چون فکر نمیکردم
عاشقت بشم انقدر زود ولی اینکه کسی مثل تورو پیدا کنم برام عجیب بود ،
نفهمیدم کی عاشقت شدم ولی وقتی شدم و خواستم وارد دفتر کنمت دیدم رفتی و
تمام برنامه ریزیهام رو به هم ریختی....ولی خوشبخت بشی. د.ح 777 : همیشه گل نسرین رو دوست داشتم. د.ح 2 : اینم گوش کنید بدک نیست شده اهنگ این روزهای ما! : حالم عوض میشه ، شادمهر
د.ح ۲۲۱ : ازم پرسیده بودن این د.ح که مینویسی یعنی چی ، یعنی مخفف در حاشیه ! اعداد گذاریش هم هیچ ربطی نداره و همینطوری الکیه! د.ح ۴۵ : از این به بعد لپ تاپ یا هر چیز دیگه ای دارین با خودتون ببرین و تو ماشین نذارین که ندزدنش!برای یکی از دوستام همچین اتفاقی افتاد! د.ح ۷۷ : تا فردا اینجا آهنگ جدید جی.لو رو میذارم ، خیلی قشنگه همتون هم شنیدین!من که خوشم اومد! د.ح ۳ : فردا روز جدیدیه ، رسما پیر شدم ، رفتم توی ۲۴ !موندم بهم تبریک میگه یا نه
پر میکشی تا آسمون... من خسته ی بی بال و پر... روزی که برگردی دگر از من نمیبینی اثر... تنها شدم... تنها شدم... تنها نرو... تنها نرو... از کلمه ی چرا بدم میاد.... از اینکه خودمو گول بزنم و بزنم خودمو به نفهمی بدم میاد... هی بابا! خوب هر مشکلی یه دلیلی داره دیگه... همینطوری که پیش نمیاد! از اینکه خدا رو مقصر بدونم بدم میاد... خدایا چرا من اینقدر بدبختم؟! از این جمله بدم میاد! اگه الان کارم به جایی رسیده که همه بی توجهی های تورو میبینم و دلمو خوش میکنم به حرفای دلگرم کننده ی هر از گاهت.... اگه تو جواب لج بازیات هی غصه میخورم ولی میریزم تو خودم.... اگه توی جواب حرفا و جوابای سربالات سکوت میکنم و باز هیچی نمیگم و هممممممه ی غصه های دنیاااااااااااااااااااااااااااااا میریزه تو دلم.... تقصیر منه.... نه تقصیر توست.... نه تقصیر خدا.... نه حتی تقدیر و سرنوشت.... اینا همه تقصیر منه.... نه اینکه پشیمون از کاری باشما! نه! هیچ وقت افسوس کارا و تصمیمات گذشته رو نخور.... چون اگه زمانی تصمیمی رو گرفتی, اون لحظه بهترین کاری که به نظرت اومدو انجام دادی...! اینو از انگلیسی ترجمه کردما! دیگه حالا نمی دونم تا چه حد خوب تونستم منظور این جمله رو به فارسی بهتون برسونم! جات خالی وگرنه الان از فارسی حرف زدنم ایراد میگرفتی.... :دی الان به فارسی حرف زدنم میخندیدی! با توام... که داری... به گریه ام... میخندی...! بعد از سه سال اینجا بودن میخواستی شاهنامه صحبت کنم برات؟! حداقل من یه کم فارسی حرف زدنم عوض شده! حداقل من علاقم نسبت به تو هیچ فرقی نکرده... حداقل حرمت و احترامی حالیم میشه که با صد تا پسر گل نگم و نخندم! حداقل حواسم هست تو رو با چند نفر دیگه یکی نکنم... که اگه یکیو دوس دارم حتی اگه بهترین موقعیتا برام پیش اومدن همه رو بزنم کنار به خاطر همه ارزشی که برات قائلم! سپیده دوست ایرونیم دیروز گفت تو که کلی کشته مرده داری مثلا همین یونانیه که داشت هلاک میشد باهات بره بیرون دیروز.. گفت تو که نمیدونی چی پیش بیاد! جوونیتو هدر نده! گفتم سپی من انتخابمو کردم... امیرم داره میاد یه چن وقت دیگه... گفت از کجا معلوم اون داره اونجا چیکار میکنه؟! ساده ای توام! یهو دلم ریخت........................................................ یهو یاد همه ی اتفاقا و حرفایی افتادم که تو دلم شک مینداختن... شنیدی صدای نوار قلبی وقتی رو صفحه مونیتور یه خط صاف میشه؟ بیب....بیب......بیب......بیب...............................................بیب ...............................................بییییییییییییییییییییییییییییییییب مریض تموم کرد بیاین از رو تخت ورش دارین.....................! اون من نبودم که مردم.... قلبم بود که عین سنگ شد و مرد و یاد تو همراهش.... پ.ن. 1. دل من عاشق نیست... دل من بی رنگ است...دل من دلتنگ است 2.این همه تنفر بهم حالت تهوع میده.... خیلی فاز جالبیه این فاز منفی! خدا نصیب همه کنه!
سعی کردم تو زندگیم دل کسی رو نشکونم.یا اگه شیکوندم یه جوری از دلش دربیارم هرچند میدونم هر چیزی احتیاج به زمان داره.ولی این چند وقته دل خیلی ها رو شیکوندم.پدر و مادرم.دوستانم.... درسته آدم کاملی نبودم ولی سعی کردم برات کامل بشم ، همونطور که تو میخواستی بشم.ولی در عوض ، وقتی بهت زنگ زدم با عصبانیت جوابم رو دادی و روم تلفن رو قطع کردی در عوض وقتی تو بهم زنگ میزدی که کارات رو انجام بدم چی کار کردم؟روت تلفن رو قطع کردم یا با کمال میل برات انجامشون دادم؟اینه رسمش؟ خیلی منو خورد کردی ، خیلی.ولی دیگه نمیخوام خورد بشم.مگه من کجای دل تورو تنگ میکردم که نذاشتی اونتو بمونم؟ این رسم مهمون نوازی نبود که کسی که ۳ سال پیشت بود رو اینطوری از خودت برنجونی. میخوام یه آدم دیگه بشم ، دیگه بسمه ، دیگه خسته شدم.بدم اومده از خودم.از اینکه به همه گیر میدم.از اینکه دل میشکونم.میخوام مثل خودت بشم ، بی رحم ، بی احساس خوشحالم که بردم ، چون کسي رو از دست دادم که دوستم نداشت د.ح ۱۱ : آهنگ این روزهای من یکی این شده یکی این د.ح ۴۲ : نقاش نیستم ولی تمام لحظه های نبودنت را درد کشیدم د.ح ۱ : ناراحتی خودم کم بود ، با دیدن فاجعه زلزله و سونامی در ژاپن اعصابم بدتر داغون شد ، خواهشا دعا کنید براشون د.ح ۸۵۴ : نمیدونم تو زندگیم چه کاری کردم که سزاوار اینهمه بدبختی شدم ، من به جواب این سوالم نرسیدم ، کسی میتونه بهم بگه چرا وقتی میگن خدا تو کاراش حکمتی داره ، مارو به هم رسوند که باهم باشیم؟بعد چرا مارو جدا کرد؟چرا؟ د.ح ۷ : میگن Everything that has a beginning has an END ، فکر کنم اینم The END این چند روز خیلی دلم براش تنگ شده ، چون پارسال این موقع تماما پیش هم بودیم. هر روز که کلاس داشت منتظرش میشدم بیرون دانشگاه که بیاد و با اینکه
نمیتونستیم زیاد باهم باشیم و بریم بیرون ، ولی همین که تا دم خونشون
برسونمش و تنها نباشه برام کلی لذت داشت. با خواهرش که حرف میزدم میگفت که میگه دلش برام تنگ شده ولی نمیخواد باهام باشه واقعا نمیفهممش ، نمیدونم یعنی این همه باهم بودن تمام شد؟ دارم به این فکر میکنم که نکنه واقعا از دستش دادم و دیگه هیچ راه برگشتی وجود نداره خنده دار شدم نه؟ دیگه توی دفتر خاطراتم هیچی ننوشتم ، میترسم از نوشتنش توی دفترم ، بعضی خاطرات لازمه که نوشته بشن تا یادت نره ، ولی این کابوس رو نمیخوام حتی باور کنم ، چون نوشتنش باعث میشه باورش کنم ، و میترسم از روزی که باور کنم که همش حقیقته..... داره عید نزدیک میشه ، از عیدی که بی تو باشه متنفرم د.ح ۳۴۳ : این شده آهنگ این روزهای ما ( کلیک کنید ) د.ح ۳۴۲۲ : Lyrics د.ح ۱ : روز زن مبارک د.ح ۷۷ : می گویند
باد آورده را باد میبرد | آخر تو که به پای خود آمده بودی جرا؟!!؟ د.ح ۲۲۲ : به نظرتون اون روز توی اتوبوس رو یادشه که یه حرفی زدم کل اتوبوس رفت رو هوا؟پارسال دقیقا همین امروز بود د.ح ۱۳۲ : خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه میباره ، مثل الان... د.ح (شماره نداره! ) : خِلاص فرشته اومدی از دور چطوره حال و احوالت یکم تن خسته ی راهی غبار رو پر و بالت فرشته اومدی از دور ببین از شوق تابیدم می دونستم میای حالا تو رو من خواب می دیدم چه خوبه اومدی پیشم تو هستی این یه تسکینه چقدر آرامشت خوبه چقدر حرفات شیرینه فرشته آسمون انگار خلاصست تو دوتا بالت تو میگی آخرش یک شب میان از ماه دنبالت میان میری نمی مونی تو مال آسمونایی زمین جای قشنگی نیست برای تو که زیبایی تو میری آره می دونم نمیگم که بمون پیشم ولی تا لحظه ی رفتن یه عالم عاشقت میشم
تو میری آره می دونم نمیگم که بمون پیشم ولی تا لحظه ی رفتن یه عالم عاشقت میشم کاش میشد واقعا کاش میشد که فراموشت کرد ، ولی چه کنم که نمیشه هر روز و هر لحظه برام خاطره داره از تو پارسال این موقع یادته که باهم بودیم؟توی پارک؟سینما؟یادته رفتیم خرید؟یادته روز ولنتاین؟ شاخ گل قرمزی که برام گرفتی رو یادته؟یادته چقدر باهم خوشحال بودیم؟یادته چقدر عاشق همدیگه بودیم؟ حالا میخوای بگی تمام این خاطره ها یادت رفته؟میخوای بگی بهشون اهمیت نمیدی؟ پارسال فقط به خاطر تو اون همه راه رو اومدم تا پیش تو باشم ، تا روز
ولنتاین پیشت باشم.باهم باشیم.ولی تو همش رو یادت رفته یا شایدم دیگه اهمیت
نمیدی توی دفتر خاطراتم نوشتی که عاشقمی و دوستم داری ، اینم دروغ بوده پس .به
من میگی اون موقع دوست داشتم ولی الان ندارم ، درصورتی که اینو بدون عشق
من ، که وقتی یکی ، یکی دیگه رو دوست داره و عاشقشه ، هیچوقت این احساسش از
بین نمیره واقعا ممنونم که شدی ابراهیم و بتی که برای خودم بودم رو شکستی. میدونی جالبیش به چیه؟ به اینه که شبا وقتی میخوام بخوابم از ترس دیدن کابوس اینکه تو با یکی
دیگه باشی چشمام روی همدیگه نمیاد ، نمیخوابم ، انقدر نمیخوابم که دیگه
نتونم تحمل کنم و از خستگی فقط خوابم ببره و هیچ خوابی نبینم. شب و روزم شده کنج اتاق نشستن و به یاد تو بودن و فکر کردن به خاطراتی که هر روز باهم داشتیم. کارم شده شب تا صبح میرم کنار پنجره ، تو این هوای سرد و سوز وحشتناکش ،
پنجره رو باز میکنم و سیگارم رو میکشم ولی سیگارم نمیتونه جای تورو رو
لبهام پر کنه. نمیدونی چقدر برام سخته این روزا ، تو خیلی راحت ازم دل کندی ولی من
نمیتونم دل بکنم.الان موندم با این همه احساسات من دخترم یا پسرم!البته
فرقی نداره.مهم اینه که عاشقتم. دلم میخواد برم یه جای خیلی بلند ، داد بزنم همینطوری الکی و خودم رو خالی کنم. تو را آرزو نخواهم کرد، هیچ وقت تو را لحظه ای خواهم پذیرفت که خودت بیایی با دل خود نه با آرزوی د.ح : این آهنگ ماست تو این روزا ( کلیک کنید ) ?If you're sleeping are you dreaming I have to block out thoughts of you so I don’t lose my head Just make a smile come back and shine just like it used to beیه دیوونه اینجا به عشق چشات
غزل می نویسه، گرفتارته
یه احمق تو سرمای این زمهریر
پی فصل آغوش تب دارته
یه شاعر که آرامشش با تو بود
نشسته جدائی رو از بر کنه
میگن خیلی وقته بریدی ازش
نمی خواد، نمی تونه باور کنه
کدوم گوری هستی به دادم برس
تو آغوش کی بال و پر می زنی
به چشمای کی زل زدی بی شرف
بزن، زندگیمو تبر می زنی
شب زجه های من عاشقه
لبات رو کدوم لب تداعی شده
تنت خو گرفته به دستای کی
که آلوده ی این جدائی شده
به دادم برس عمق این نیمه شب
قد اتفاق تو کوتاه نیست
به دادم برس از جنون تا زمین
دوتا پنجره بیشتر راه نیست


پارسال این موقع بهم کادو دادی ، ولی امسال نبودنت شده کادوی من...!
البته خیلی از دوستانم بهم میگن یکی از بهترین اتفاق های زندگیت این بود که رابطه تون بهم خورد
چون خیلی باهات بد برخورد میکرد و لیاقتت بهتر از اینهاست
خودم هم به همین نتیجه رسیدم ، خوبیش به اینه که دوستانی دارم که خیلی به فکرم هستن
نمونش همین سحر خودمون ، شاید باورت نشه ولی اولین نفری بود که بهم تولدم رو تبریک گفت
تا الان نشده که بتونم زحماتی که این چند وقت کشیده رو جبران کنم ، فقط میتونم بگم
سحر جان ، واقعا ازت ممنونم به خاطر همه چی
همینطور باقی دوستانم که این مدت این همه منو کمک کردن تا از فاز منفی دربیام
موفق هم بودن
از همه ممنونم

![]()
![]()
![]()

اولین بهار بدونه اونه ، فکر کنم تا الان کلی فراموشم کرده ، داره حالش رو میبره ، شایدم با کسی دوسته ، نمیدونم ، بهش خوش گذشته عید؟کاش حسابی بهش خوش گذشته باشه ، به من که اصلا توپپ گذشت!کلی سفر رفتم!!از این اتاق رفتم به اون اتاق!از رو تختم به روی صندلیم !!
حالمم بهتره ، کمتر غصه دارم ولی بعضی وقتا که یاد گذشته میوفتم کلی اذیت میشم.
باورم نمیشه که سال پیش باهم بودیم.درسته پستی و بلندیهایی داشت سال پیش رابطه مون ولی همونم قشنگ بود....
نمیدونم امسال سال خوبیه یا نه ، واقعا از صمیم قلبم میخوام سال خوبی باشه ، هم واسه اون ، هم واسه شمایی که الان داری این نوشته ها رو میخونی ، هم برای دوستانم و خانواده ام ، آخرم برای خودم.
دلم تنگ تو نیست ، دلم تنگ خودم استمن و تو از روز اول یکی بودیم برای همیشه
د.ح ۱۵ : حتما این آهنگ جدید ابی رو گوش کنید ، فوق العاده است . کلیک کنید
د.ح ۴۳۴ : این شعر رو نمیدونم کی گفته ولی هر کی گفته دمش گرم ، خیلی دوسش میدارم!
آرزو دارم شبي عاشق شويمن

من بود....


من
A fragment of light at the end of the tunnel?
A reason to fight?
Is there a chance you may change your mind?
Or are we ashes and wine?
The day's still ashes and wine
Or are we ashes?shhh
?If you're dreaming are you dreaming of me
...I can't believe you actually picked me
They crawl in like a cockroach leaving babies in my bed
Dropping little reels of tape to remind me that I’m alone
Playing movies in my head that make a porno feel like home
There's a burning in my pride, a nervous bleeding in my brain
An ounce of peace is all I want for you. Will you never call again?
And will you never say that you love me just to put it in my face?
And will you never try to reach me?
It is I that wanted space
Hate me today
Hate me tomorrow
Hate me for all the things I didn't do for you
Hate me in ways
Yeah ways hard to swallow
Hate me so you can finally see what’s good for you
I’m sober now for 3 whole months it’s one accomplishment that you helped me with
The one thing that always tore us apart is the one thing I won’t touch again
In a sick way I want to thank you for holding my head up late at night
While I was busy waging wars on myself, you were trying to stop the fight
You never doubted my warped opinions on things like suicidal hate
You made me compliment myself when it was way too hard to take
So I’ll drive so fucking far away that I never cross your mind
And do whatever it takes in your heart to leave me behind
And with a sad heart I say bye to you and wave
Kicking shadows on the street for every mistake that I had made
And like a baby boy I never was a man
Until I saw your blue eyes cry and I held your face in my hand
"!And then I fell down yelling “Make it go away
"?And then she whispered “How can you do this to me
